<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله  بهره برداری و پرورش آبزیان</title>
    <link>https://japu.gau.ac.ir/</link>
    <description>مجله  بهره برداری و پرورش آبزیان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر سطوح مختلف پودر گیاه هویج در جیره غذایی ماهی آنجل (Pterophyllum scalare) بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیم‌های گوارشی و آنتی‌اکسیدانی</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7092.html</link>
      <description>در این تحقیق، تأثیر پودر گیاه هویج بعنوان منبع طبیعی کاروتنوئید بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیم‌های گوارشی و آنتی‌اکسیدانی در ماهی آنجل (وزن متوسط: 0.28&amp;amp;plusmn; 2.76 گرم) به مدت 8 هفته مطالعه شد. پنج جیره آزمایشی شامل جیره غذایی فاقد پودر هویج (D1: جیره شاهد) و جیره‌های حاوی پودر هویج (D4: 1.5، D3: 1 ، D2: 0.5 و D5: 2 %) همسان از نظر پروتئین و انرژی تهیه گردید. نتایج شاخص‌های رشد نشان داد میزان افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه، نسبت کارایی چربی و نسبت کارایی پروتئین در جیره‌های غذایی D4 و D5 بطور معنی‌داری بالاتر از D1 بود (0.05&amp;amp;gt;P). بیشترین و کمترین میزان ضریب تبدیل غذایی به ترتیب در جیره‌های غذاییD1 و D4 مشاهده شد که با یکدیگر اختلاف معنی‌داری داشتند (0.05&amp;amp;gt;P). کمترین و بیشترین میزان شاخص وضعیت به‌ترتیب در جیره‌های غذایی D5 و D1 مشاهده شد که اختلاف معنی‌داری بین آنها مشاهده نشد. نتایج فعالیت آنزیم‌های گوارشی در روده نشان داد میزان فعالیت تریپسین و آمیلاز در جیره‌های D4 و D5 بطور معنی‌داری بالاتر از جیره‌های D1 و D2 بود (0.05 &amp;amp;gt;P)؛ ولی با جیره D3 اختلاف معنی‌داری نداشت. نتایج بررسی فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانی در عضله ماهیان نشان داد سوپراکساید دیسموتاز (SOD) و کاتالاز در جیره‌های حاوی پودر هویج در هر دو مرحله&amp;amp;lrm; قبل و بعد از استرس کاهش معنی‌داری نسبت به گروه شاهد داشتند (0.05&amp;amp;gt;P). بر اساس نتایج بدست آمده، استفاده از پودر هویج بویژه در سطوح بالا افزایش معنی‌داری بر عملکرد رشد و فعالیت آنزیمهای گوارشی و آنتی‌اکسیدانی درماهی آنجل به همراه داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات بکارگیری هیومیک اسید در جیره غذایی بر کارایی رشد، پاسخ ایمنی، دفاع آنتی اکسیدانی و بیان ژن های مرتبط در روده ماهی زبرا (Danio rerio)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_6998.html</link>
      <description>هدف از این طرح پژوهشی بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل هیومیک اسید بر عملکرد رشد، برخی شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی و ایمنی سرم ، بیان ژن‌های آنتی‌اکسیدانی و ایمنی در روده ماهی گورخری (Danio rerio) بود. به‌منظور بررسی اثر اسید هیومیک (FLA)، 600 ماهی به‌طور تصادفی در 4 تیمار با 3 تکرار در 12 آکواریوم قرار گرفتند. در طی یک دوره آزمایشی 8 هفته‌ای، ماهی‌ها با جیره‌های پایه حاوی سطوح مختلف هیومیک اسید (0 (ctrl)، 25/0 (FLA1)، 5/0 (FLA2) و 1 (FLA3) گرم در کیلوگرم جیره غذایی) سه بار در روز در حد سیری تغذیه شدند. در پایان دوره آزمایش اگرچه تفاوت معنی‌داری در میان تیمارهای آزمایشی در خصوص عملکرد رشد مشاهده نشد (05/0&amp;amp;lt;P)، فعالیت آنزیم لیزوزیم، ایمونوگلوبولین کل و غلظت پروتئین سرم کل بدن به‌طور معنی‌داری در پاسخ به 1-5/0گرم هیومیک اسید در هر کیلوگرم جیره غذایی در مقایسه با سایر جیره‌ها افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). با این حال، هیچ تفاوتی در میان تیمارهای آزمایشی از نظر فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی (CAT)، (GPX) و (SOD) در سرم کل بدن مشاهده نشد (05/0&amp;amp;lt;P). میزان بیان ژن‌های اینترفرون- &amp;amp;alpha;(INF-&amp;amp;alpha;) و فاکتور نکروز تومور آلفا (TNF-&amp;amp;alpha;) در تیمارهای مصرف کننده هیومیک اسید افزایش یافت که بیشترین میزان آن در تیمار مصرف کننده 5/0 گرم در کیلوگرم هیومیک اسید مشاهده شد (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین بیان ژن اینترلوکین 1 (IL-1) در تیمار مصرف کننده 5/0 گرم در کیلوگرم هیومیک اسید در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P).</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فراوانی، توزیع وترکیب آلودگی میکروپلاستیک ها در تالاب آلماگل استان گلستان</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7692.html</link>
      <description>سابقه و هدف: آلماگل یک تالاب بین المللی در نزدیکی مرز ایران و ترکمنستان است که منبع تامین آب آن، رودخانه اترک می‌باشد. موقعیت جغرافیایی، طولانی بودن مسیر رودخانه تامین کننده و پوشش گیاهی کم منطقه‌ی ترکمن صحرا احتمال حضور آلودگی میکروپلاستیک را در این تالاب نشان می‌دهد. فراوانی، توزیع و ترکیب میکروپلاستیک‌ها در تالاب آلماگل برای اولین بار در این مطالعه انجام شد.مواد و روش: نمونه‌برداری از آب در بهار1402، در 5 ایستگاه انجام شد. جدا‌سازی میکروپلاستیک‌ها از آب تالاب به روش صاف‌سازی صورت گرفت به این صورت که برای هر تکرار یک لیتر از آب تالاب به‌وسیله پمپ خلاء روی کاغذ صافی فیلتر شد. بـرای شـمارش تعـداد میکروپلاسـتیک‌ها و بررسـی خصوصیـات ظاهری آن‌ها از اسـتریومیکروسـکوپ و جهت شناسایی از طیف سنج مادون قرمزاستفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد میکروپلاستیک‌ها در هر 5 ایستگاه نمونه‌برداری یافت شدند و میانگین تعداد آن‌ها 40 قطعه در لیتر بود. ایستگاه 5 (پارک تفریحی) با 46 قطعه در لیتر بیشترین فراوانی آلودگی میکروپلاستیک را نشان داد. میکروپلاستیک‌های با اندازه 5/0-1/.0 میلی‌متر بیشترین فراوانی را داشتند و اغلب میکروپلاستیک‌های شناسایی شده به شکل فیبر و به رنگ مشکی بودند. میـزان تمرکـز میکروپلاستیک‌ها در ایسـتگاه پارک تفریحی به‌دلیـل تـردد بیشـتر افـراد محلـی و گردشـگران و ریختـن زباله، بیشـتر از سـایر ایسـتگاه‌ها بود.نتیجه گیری: این مطالعه اهمیت مدیریت دفع زباله را برای محدود کردن آلودگی میکروپلاستیک در مکان‌های تفریحی و مناطق با‌اهمیت اکولوژیکی را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی جایگزینی عصاره های الکلی حنا و برگ بو با مالاشیت گرین بر کنترل بار قارچی تخم چشم زده ماهی قزل آلای رنگین کمان</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7305.html</link>
      <description>سابقه و هدف: این مطالعه به منظور پیشگیری از بیماری قارچی (Saprolegnia parasitica) روی تخم چشم زده قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) با استفاده از عصاره های برگ بو و حنا طراحی شد. مواد و روش ها: در این تحقیق 3 تیمار که هر کدام شامل 3 غلظت بود ( در مجموع 9 تیمار)، انتخاب گردید و سه تراف با عصاره گیاهی و دو تراف به صورت شاهد با مالاشیت سبز و آب خالص با شرایط دمایی 2 &amp;amp;plusmn; 13 درجه سانتیگراد با پی اچ 5/7 -5/6 و میزان اکسیژن محلول 1&amp;amp;plusmn; 6 میلی‌گرم در لیتر به مدت 18 روز از مرحله سبز تا چشم ‌زدگی تخم با دوزهای 25، 50 و 70 میلی‌گرم در لیتر در تیمارهای همراه عصاره و 3، 5 و 10 میلی‌گرم در لیتر در تیمار مالاشیت سبز هر کدام با 3 تکرار به روش شستشوی روزانه به مدت 1 ساعت مورد آزمایش قرار گرفتند.یافته ها: استفاده به صورت ترکیبی دو عصاره برگ بو و حنا با دوز 70 میلی‌گرم در لیتر، دارای بازماندگی 70 درصدی در مرحله چشم‌زدگی تخم بوده و براساس داده‌های آماری دارای اختلاف معنی‌داری با نمونه‌ها و دوزهای تیمارهای شاهد داشته است.نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که عصاره ترکیبی برگ بو و حنا جایگزین مناسبی برای ضدعفونی کننده‌های شیمیایی نظیر مالاشیت سبز می باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پدیده‌های انسو (ENSO) بر توسعه پایدار کشاورزی در بخش آبزی‌پروری</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7673.html</link>
      <description>پدیده انسو (ENSO)، نوسان اصلی جوی-اقیانوسی در اقیانوس آرام، از دو فاز ال‌نینو (فاز گرم) و لانینا (فاز سرد) تشکیل شده است. از دیدگاه آبزی‌پروری، درک پیامدهای ENSO بسیار حیاتی است، زیرا تغییرات اقلیمی ناشی از آن به طور مستقیم بر تولید آبزیان، سلامت آبزیان و پایداری کلی صنعت آبزی‌پروری تأثیر می‌گذارد. ال‌نینو با افزایش دمای سطح دریا و تغییر الگوهای بارشی همراه است و می‌تواند منجر به کاهش اکسیژن محلول و تغییرات شوری شود. این شرایط می‌تواند برای گونه‌های آبزی پرورشی استرس‌زا باشد و حتی به مرگ‌ومیر آن‌ها منجر شود. به علاوه این پدیده می‌تواند منجر به افزایش شیوع بیماری‌ها گردد. در مقابل، لانینا که با کاهش دمای سطح دریا و تغییرات در بادهای تجاری مشخص می‌شود، نیز می‌تواند چالش‌ها و فرصت‌هایی را برای آبزی‌پروری به همراه داشته باشد. تغییرات در الگوهای جریان و بالا آمدن آب می‌تواند بر توزیع مواد مغذی و در دسترس بودن منابع غذایی برای برخی گونه‌ها تأثیر بگذارد. از طرف دیگر، طوفان‌ها و بارندگی‌های شدیدتر در برخی مناطق می‌توانند به زیرساخت‌های مزارع پرورشی آسیب رسانده و کیفیت آب را مختل کنند. به طور کلی، نوسانات ENSO، چه در فاز گرم ال‌نینو و چه در فاز سرد لانینا، می‌توانند عدم قطعیت‌های قابل توجهی را برای برنامه‌ریزی و عملیات در صنعت آبزی‌پروری ایجاد کنند. بنابراین، پایش دقیق و به‌کارگیری استراتژی‌های سازگاری، از جمله انتخاب گونه‌های مقاوم، مدیریت بهینه مزارع و توسعه سیستم‌های هشدار اولیه، برای کاهش اثرات منفی و تضمین پایداری این صنعت در مواجهه با تغییرات اقلیمی ناشی از ENSO ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیست شناسی تولید مثل ماهی سوکلا(Linnaeus, 1766) Rachycentron canadum در آبهای شمالی خلیج فارس( استان هرمزگان)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7601.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت و نیاز سازمان شیلات در راستای تکثیر و پرورش ماهی سوکلا بدلیل برخوردار بودن از سرعت رشد بالا و عدم وجود تحقیق جامعی در خصوص زیست شناسی این ماهی در ایران ، بررسی بر روی تولید مثل ماهی سوکلا (Rachycentron canadum) از مهر ماه 1400 الی شهریور 1401 به مدت 12 ماه در آبهای استان هرمزگان (بخش شمالی خلیج فارس) از منتهی الیه غربی (بندر جواد الائمه) تا منتهی الیه شرقی (بندر گابریک) صورت پذیرفت. تعداد 509 ماهی سوکلا با طول چنگالی 19 تا159 سانتیمترمورد زیست سنجی، کالبد شکافی و بررسی زیستی قرار گرفت. بررسیهای تولید مثلی نشان داد که این ماهی دارای دو اوج تخم ریزی بهاره و تابستانه است که تخم ریزی اصلی آن در خرداد ماه است. نسبت جنسی نر: ماده برابر 49/1: 1 و میزان X2 برابر02/10 بود که اختلاف معنی داری با سطح قابل انتظار 1 : 1 (05/0 P&amp;amp;lt;) نشان داد. هم آوری مطلق این ماهی 118990 &amp;amp;plusmn; 1684954 بدست آمد متوسط قطر تخمک نیز 97/0 میلی متر بدست آمد.طول اولین بلوغ برای ماهی سوکلا 25/81 سانتیمتر محاسبه گردید.با توجه به زمان تخمریزی این ماهی،ممنوعیت صید سوکلادر فصل بهار به منظور اعمال مدیریت بهنه صید پیشنهاد میگردد،از طرفی این ماهی با توجه به بومی بودن، می تواند کاندید مناسبی برای صنعت تکثیر و سپس پرورش ماهی در قفس در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه مدل مصرف کپورماهیان پرورشی در مناطق شهری و روستایی سواحل جنوبی دریای خزر</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7693.html</link>
      <description>سابقه و هدف: این تحقیق با هدف بررسی رفتار مصرف‌کنندگان شهری و روستایی کپورماهیان پرورشی انجام گرفت.مواد و روش‌ها: بعد از تعیین فرضیات و ارائه یک مدل تحلیلی-مفهومی براساس نظریه برنامه‌ریزی شده، پرسشنامه‌ای مناسب طراحی و توسط نمونه آماری در ۳ استان نوار ساحلی جنوب دریای خزر تکمیل شد. سپس با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری(SEM) ، شدت رابطه بین متغیرهای تحقیق و ساختار مدل، وضعیت قبول یا رد فرضیات بررسی شد. یافته‌ها: میزان مصرف سرانه ماهی در بین مصرف‌کنندگان کپور ماهیان پرورشی در شهرها 7/2 کیلوگرم و در مناطق روستایی 6/4 کیلوگرم بدست آمد. مصرف کپور ماهیان پرورشی نیز در مناطق شهری 5/0 کیلوگرم و در مناطق روستایی 2/2 کیلوگرم بود. نتیجه گیری: از آنجا که در نگرش خانوارهای شهری درکی از ریسک سلامتی این ماهیان مشاهده نشد و در خانوارهای روستایی نیز تعهدی نسبت مصرف از باب رژیم غذایی خانواده و آگاهی از نحوه پرورش احساس نشده پس می‌توان با آگاهی دادن بر هنجار ذهنی آنان تاثیر گذاشت. به هر حال هر نوع آگاهی با توجه به معنی‌دار بودن تاثیر سوابق تجربی، قدرت و باور کنترل بر کنترلی که بر رفتار خانوارهای روستایی منجر به تصمیم و مصرف نهایی نمی‌شود می‌تواند در کنار سایر عوامل اثربخش موجب افزایش بیشتر مصرف کپورماهیان پرورشی در روستاها شود که ظرفیت پذیرش بیشتری برای این ماهیان دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سطوح مختلف آستازانتین بر شاخصهای رشد و سیستم ایمنی غیر اختصاصی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی مولدین فیلماهی</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7603.html</link>
      <description>تاثیر سطوح مختلف آستازانتین بر شاخص‌های رشد، ضریب تبدیل غذا، سیستم ایمنی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی مولدین فیلماهی ماده پرورشی مورد بررسی قرار گرفت. 12 عدد فیلماهی ماده در مرحله رسیدگی جنسی II ) 16/0&amp;amp;plusmn; 16/16 کیلوگرم و 2/13&amp;amp;plusmn; 65/ 140سانتی‌متر( با جیره های دارای 50 درصد پروتئین، 14 درصد چربی و 18 مگاژول بر کیلوگرم انرژی در قالب چهار تیمار: C(فاقد آستازانتین)،‌C50 ، C100، C150 وC200 (50، 100، 150 و 200 میلی گرم در کیلوگرم آستازانتین) به مدت 674 روز تغذیه شدند. در پایان دوره پرورش فیلماهیان در مرحله جنسی III به IVوIV قرار داشتند. فیلماهیان تغذیه شده با جیره C200 دارای بیشترین وزن نهایی، درصد افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه و کمترین ضریب تبدیل غذا بودند (P&amp;amp;lt;0.05). میزان لایزوزیم و ایمونوگلوبولین M در ماهیان تغذیه شده با جیره‌های C150 وC200 به طور معنی‌داری بالاتر از سایر تیمارهای آزمایشی بود (P&amp;amp;lt;0.05). میزان کمپلمان با افزایش آستازانتین در جیره افزایش یافت و بیشترین مقدار آن در ماهیان تغذیه‌شده با جیرهC200 ثبت گردید (P&amp;amp;lt;0.05). میزان ایمنوگلوبولین کل ماهیان تغذیه شده با جیره های C100،C150 وC200 به طور معنی‌داری بیشتر از فیلماهیان تیمارهای ‌C50 وC بود (P&amp;amp;lt;0.05). الحاق استازانتین موجب افزایش آنزیم‌های سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، کاتالاز (CAT) شد و بیشترین مقدار آن در سرم فیلماهیان تیمار C200 ثبت گردید، میزان مالون دی آلدهید (MDA) با میزان آستازانتین جیره رابطه عکس داشت (P&amp;amp;lt;0.05). افزودن مکمل آستازانتین به میزان 200 میلی‌گرم در کیلوگرم موجب افزایش شاخص‌های رشد، ارتقای سیستم ایمنی و افزایش ظرفیت آتتی‌اکسیدانی فیلماهیان در مرحله مولدسازی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کود زیستی مایع و جامد از جلبک کلادوفورا گلومراتا (Chladophora glomerata) غنی شده با کیتوزان و بررسی تاثیر آن بر کاهو (Lactuca sativa L.)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7694.html</link>
      <description>سابقه و هدف: هدف از انجام این پژوهش تولید کود زیستی مایع و جامد از جلبک سبز دریایی کلادوفورا گلومراتا (Chladophora glomerata) غنی شده با کیتوزان و بررسی تاثیر آن بر کاهو از حیث شاخص های مورفولوژیک ، محتوای رنگیزه های فتوسنتزی، آنتوسیانین، نیترات و ارزیابی حسی بود.مواد و روش‌ها: جلبک سبز خشک شده و عصاره‌گیری آبی - الکلی از آن تهیه گردید. عصاره آبی میزان ژیبرلین بیشتری توسط دستگاه HPLC نشان داد و به‌عنوان کود مایع جلبکی انتخاب گردید. اثرات پنج گروه آزمایشی (در سه تکرار) شامل گروه شاهد، گروه کودهای مایع (عصاره جلبک و عصاره جلبک + کیتوزان) و گروه کودهای جامد (پودر خشک خالص جلبک و پودر تر جلبک باقی مانده از عصاره گیری) در کاهوهای کاشته ‌شده در محیط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت.یافته‌ها: در این مطالعه شاخص‌های ارتفاع طوقه، وزن تر گیاه، وزن تر ریشه ، طول ریشه، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، آنتوسیانین و ویژگی‌های حسی (خواص ظاهری، رنگ، احساس دهانی (طعم)، عطر و طعم کلی) در تیمارهای مختلف اختلاف معنی‌داری نداشتند. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج بررسی حاضر استفاده از کودهای زیستی مذکور باعث کاهش معنی‌دار تجمع نیترات در کاهوهای کشت شده گردید به‌طوری که کمترین میزان این تجمع در تیمار کاهوهای کوددهی شده با عصاره جلبک + کیتوزان بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ساختار ژنتیکی صدف مرواریدساز محار (Pinctada radiata) در جزیره هندورابی</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_2235.html</link>
      <description>خلیج فارس یکی از زیستگاه‌های مهم گونه‌ی Pinctada radiata می‌باشد و فقدان اطلاعات ژنتیکی در مورد این گونه‌ی با ارزش در منطقه خلیج فارس دیده می‌شود. در این تحقیق تعداد 30 عدد صدف محار با روش غواصی در جزیره هندورابی تهیه و ساختار ژنتیکی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین تنوع ژنی 816/0 در لوکوس M052 و کمترین آن 768/0 در لوکوس M059 مشاهده شد. همچنین بیشترین میزان درون‌آمیزی در لوکوس M068 و کمترین آن در لوکوس M059 دیده شد. علاوه بر این جمعیت هندورابی از نظر هتروزیگوتی و تعداد الل‌ها تقریبا با سایر نقاط پراکنش این جنس در دنیا برابر است. از سوی دیگر مقایسه میزان درون‌آمیزی جمعیت هندورابی با سایر نقاط پراکنش این جنس در دنیا نشان داد که میزان درون‌آمیزی در جمعیت هندورابی از اکثر جمعیت‌های مورد مقایسه بیشتر است. درنتیجه، این گونه که در گذشته پراکنش وسیعی در خلیج فارس داشته، در حال حاضر به دلیل انقراض‌های محلی به جمعیت‌های کوچک‌تری تقلیل یافته ‌است. بروز چنین انقراض‌هایی علاوه بر کاهش اندازه جمعیت سبب کاهش تنوع ژنتیکی و افزایش درون‌آمیزی جمعیت‌های صدف محار شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات ارزش غذایی ماهی ساردین سند (Sardinella sindensis) طی دوره یک ساله</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7695.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: ساردین ماهیان، از ماهیان سطحی‌زی ریز هستند که به لحاظ تولید پودر و روغن ماهی جهت مصارف انسانی و غیرانسانی دارای ارزش اقتصادی و اکولوژیکی می‌باشند. مواد و روش‌ها: تغییرات ترکیبات تقریبی (رطوبت، پروتئین، چربی، کربوهیدرات و خاکستر) و پروفایل اسیدهای چرب ساردین (Sardinella sindensis) به مدت یک سال، از فروردین تا اسفند 1401، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: میزان تغییرات پروتئین، چربی، کربوهیدرات و خاکستر به ترتیب از 59/15 تا 8/22 درصد، 2/4 تا 2/10 درصد، 42/0 تا 87/0 درصد و 85/1 تا 1/3 درصد و دارای تفاوت معنی‌داری (05/0&amp;amp;gt;P) بودند. محتوای چربی ساردین در طول فصل پاییز تا زمستان (21/6 &amp;amp;ndash; 2/10 درصد) بالا و کمترین میزان چربی در فصل بهار (اردیبهشت) (2/4) گزارش شد. میزان اسیدهای چرب چند غیراشباع (PUFA) و مجموع (EPA + DHA) در روغن ساردین به ترتیب، 343/32 و 241/8 درصد بود و مقدار پروتئین‌های سارکوپلاسمی، ساختاری (میوفیبریلی) و پیوندی (استروما) به ترتیب 95/22، 81/73 و 24/3 درصد است. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که تغییرات مشخصی در محتوای پروتئین، کربوهیدرات و خاکستر وجود ندارد، در حالی که تغییرات فصلی بیشتر در محتوای لیپید نمونه دیده می شود. محتوی چربی از شهریور افزایش یافت و در آبان به حداکثر مقدار (2/10 درصد) رسید، در ماه‌های آذر تا اسفند تغییرات چربی این ماهیان ناچیز بوده است، در فروردین و اردیبهشت به ترتیب 32/4 و 2/4 درصد کاهش یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش تغییرات کیفی ماهی ساردین سفید (Sardinella albella) طی دوره نگهداری در یخ</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7508.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: ماهی‌های دریایی برای امنیت غذایی جهانی بسیار مهم هستند و پروتئین با کیفیت بالا، اسیدهای چرب ضروری و ریزمغذی‌ها را فراهم می‌آورند. ساردین‌ها، به ویژه ساردین سفید (Sardinella albella)، از اهمیت اقتصادی و تغذیه‌ای قابل توجهی در ایران برخوردارند و بخش عمده‌ای از صید در خلیج فارس و دریای عمان را تشکیل می‌دهند. با این حال، ساردین‌ها به عنوان ماهی‌های چرب، به دلیل سطوح بالای اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه (PUFA) که مستعد فساد اکسیداتیو هستند، بسیار فسادپذیر هستند. این مطالعه با هدف ارزیابی تغییرات حسی، میکروبی و شیمیایی در ساردین‌های سفید نگهداری شده در یخ برای تعیین ماندگاری آنها انجام شد.مواد و روش‌ها: نمونه‌های ساردین سفید تازه از شیلات مَسَن در جزیره قشم تهیه و تحت شرایط بهداشتی به آزمایشگاه منتقل شدند. ماهی‌ها در یخ نگهداری شدند و کیفیت آنها در طول زمان با استفاده از شاخص‌های حسی، میکروبی و شیمیایی ارزیابی شد. ارزیابی حسی شامل بررسی پوست، گوشت، آبشش‌ها و چشم‌ها بود و امتیاز کلی کمتر از 4 نشان دهنده فساد بود. آنالیز میکروبی شامل شمارش تعداد کل باکتری‌های مزوفیل و سرمادوست بود. ارزیابی‌های شیمیایی شامل pH، تری متیل آمین (TMA)، مجموع بازهای فرار نیتروژنی (TVB-N)، اسیدهای چرب آزاد (FFA)، عدد پراکسید (PV) و مواد واکنش‌دهنده با اسید تیوباربیتوریک (TBARS) بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جداسازی و شناسایی باکتری (های)‌ اسید لاکتیک با ویژگی پروبیوتیکی از روده ماهی سفید دریای خزر (Rutilus frissi kutum)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7696.html</link>
      <description>باکتری‌های اسید لاکتیک بخشی از فلور نرمال روده بسیاری از ماهیان هستند. هدف از این تحقیق جداسازی و شناسایی باکتری‌های اسید لاکتیک با توان پروبیوتیکی از ماهی سفید خزری (Rutilus frissi kutum) بالغ بود. بدین منظور تعداد 30 قطعه ماهی بالغ سفید از دریای خزر صید و از روده ‌آن‌ها به صورت استریل نمونه‌برداری شد. باکتری‌های اسید لاکتیک جدا شده توسط روش‌های فنوتیپی (رنگ -آمیزی گرم، تست‌های بیوشیمیایی) و مولکولی جداسازی و خالص‌سازی شدند. سپس این باکتری‌ها بر اساس شاخص‌های شوری، pH، دما و فعالیت ضد باکتریایی علیه آئروموناس هیدروفیلا (Aeromonas hydrophila) و یرسینیا راکری (Yersinia ruckeri) مورد ارزیابی قرار گرفتند. از 56 جدایه 22 باکتری مشکوک به باکتری‌های اسید لاکتیک بودند که پس از آزمایش‌های تخصصی از قبیل کشت در محیط مکانکی، MRS و pHهای مختلف به 9 باکتری کاهش یافت. برای ارزیابی توان پروبیوتیکی 9 باکتری باقی‌مانده در دماهای 4، 20 و 40 درجه سانتی‌گراد، شوری 1،2،3 و 4% و فعالیت ضد باکتریایی علیه آئروموناس هیدروفیلا و یرسینیا راکری مورد ارزیابی قرار گرفتند. در انتها پس از انجام آزمایش‌های توان پروبیوتیکی، 4 جدایه از قبیل آئروکوکوس (Aerococcus)، پدیکوکوس پنتاسئوس Pediococcus pentosaceus)) (2 جدایه) و لاکتوکوکوس پلانتاروم (Lactococcus plantarum) بیشترین توان پروبیوتیکی نسبت به سایر جدایه‌ها را داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت اجتماعی- اقتصادی جوامع صیادی محلی در تالاب های مُند و دیر-نخیلو، استان بوشهر</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7164.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت اجتماعی- اقتصادی جوامع صیادی محدوده تالاب‌های مُند و دیر -نخیلو در جهت بهبود مدیریت صید پایدار در سال 1400 انجام شد. داده ها از طریق تکمیل 134 پرسشنامه و مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته در قالب بحث‌های گروهی با صیادان مجاز جمع‌آوری گردید. سؤالات هدف در پرسشنامه شامل جمعیت‌شناختی صیادان حوزه تالاب، خصوصیات شناورها، میزان تلاش صیادی آن‌ها و اقتصاد صید بود. پایایی گویه‌های پرسشنامة‌ طراحی شده در سطح مطلوب ارزیابی شد (785/0= &amp;amp;alpha;Chronbach). غالب افراد شرکت کننده در تحقیق (70%) در گروه سنی 55-35 سال قرار داشتند و میزان تحصیلات آنها در بازه ابتدایی تا سیکل(65%) بود. بررسی تاثیر متغیرهای مستقل سن و سطح تحصیلات صیادان نشان داد که سن با میزان تمایل به همکاری با شیلات، رعایت قوانین توسط صیادان غیربومی و اثر ورود آلودگی‌های بر صید آبزیان همبستگی مثبت و با متغیر خوش‌بینی به آینده صید در منطقه همبستگی منفی داشت (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین تحصیلات صیادان نیز با متغیرهای میزان رضایتمندی از خدمات‌دهی تعاونی‌ها و خوش‌بینی به آینده همبستگی منفی و با متغیر میزان رعایت قوانین توسط صیادان بومی همبستگی مثبت داشت (05/0&amp;amp;gt;P). درآمد خالص بیشتر صیادان قایق دار (56%) در فصل صید میگو کمتر از 50 میلیون تومان بود. حدود 65% آن‌ها نسبت به آینده صید و صیادی در منطقه خوش‌بین نبودند و تقریباً 85% آنها معتقد بودند مدیریت مشارکتی شیلات در حد متوسط تا ضعیف است. نتایج تحقیق حاضر می‌تواند در مدیریت اجرایی شیلات و محیط‌زیست در جهت اتخاذ تصمیمات منطبق با واقعیت جامعه هدف و اثر بخشی آنها موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات جایگزینی کرم خوراکی (Tenebrio molitor) به جای پودر ماهی بر پارامترهای رشد و بیوشیمیایی سرم خون در ماهی گلدفیش (Carassius auratus)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7697.html</link>
      <description>سابقه و هدف : هدف از این مطالعه جایگزین کردن پروتئین پودر کرم خوراکی با پروتئین پودر ماهی در جیره های غذایی ماهی گلدفیش (Carassius auratus) می‌باشد.مواد و روش‌ها: این کار در قالب 5 تیمار و 3 تکرار با وزن اولیه (53/1 &amp;amp;plusmn; 84/29 گرم) انجام شد. ماهیان با 5 جیره غذایی شامل کنترل، D25، D50، D75 و D100 (به ترتیب حاوی0، 25، 50، 75 و 100 درصد جایگزینی) به مدت 60 روز به میزان تقریبی 5% وزن بدن تغذیه شدند.یافته‌ها: نتایج حاضر نشان داد در عملکرد رشد، اختلاف معنی‌داری بین تیمارهای آزمایشی وجود ندارد (05/0P&amp;amp;gt;) با این‌حال، بیشترین میزان میانگین وزن نهایی، ضریب رشد ویژه در تیمار D50 و کمترین میزان ضریب تبدیل غذایی در تیمار D75 ثبت گردید. نتایج خون‌شناسی نشان داد که اختلاف معنی‌داری بین تیمارهای آزمایشی با گروه کنترل وجود دارد (05/0&amp;amp;gt;P). اختلاف معنی‌داری در میزان آلبومین سرم خون بین تیمارهای آزمایشی وجود نداشت (05/0P&amp;amp;gt;) اما میزان گلوکز سرم در تیمارهای D25، D50 و D75 کاهش معنی‌داری با گروه کنترل داشت (05/0&amp;amp;gt;P). در بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی‌داری برای فعالیت آنزیم AST مشاهده نشد (05/0P&amp;amp;gt;). درمقایسه، فعالیت آنزیم‌ ALP افزایش معنی‌داری را نسبت به شاهد نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P) به طوریکه بیشترین میزان آن در تیمار D50 ثبت گردید. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که استفاده از حداقل 25% پودر کرم خوراکی (میل‌ورم) در جیره غذایی ماهی گلدفیش اثر منفی نداشته و می‌تواند جایگزین پودر ماهی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روابط تکاملی گونه های جنسOxynoemacheilus در غرب ایران بر اساس توالی سیتوکروم b</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7698.html</link>
      <description>خانواده لوچ ماهیان سنگی، Nemacheilidae، در ایران از تنوع بسیار بالایی برخوردار است جنس Oxynoemacheilus یکی از جنس‌های این خانواده است که از آلبانی تا ایران و قفقاز گزارش شده‌است که 16 گونه از آن در ایران گزارش شده است مطالعه حاضر به منظور بررسی تنوع ژنتیکی و روابط فایلوژنتیکی گونه‌های Oxynoemacheilus در غرب ایران با استفاده از توالی ژن سیتوکروم b انجام گردید. نمونه‌برداری از تابستان 1401 تا پاییز 1402 در استان‌های آذربایجان غربی، ایلام، خوزستان، فارس، کردستان، کرمانشاه و همدان انجام شد. آنالیز تبارشناسی بر اساس روشهای Bayesian (BI) و Maximum Liklihood (ML) انجام گردید. نتایج نشان داد که گونه های مورد بررسی در سه شاخه تکاملی قرار می‌گیرند بطوریکه گونه O. elsae در شاخه A، گونه‌های O. bergianus، O. euphraticus، O. longipinnis و O. parvinae در شاخه B و گونه‌های O. chomanicus، O. frenatus، O. karunensis، O. kiabii، O. kurdistanicus، O. persa، O. zagrosensis و O. zarzianus در شاخه C قرار می‌گیرند. نتایج نشان می‌دهد گونه O. elsae در نتیجه جدایی جغرافیایی مستقل از سایر گونه‌هایی که در این مطالعه بررسی شده‌اند تکامل یافته است از طرف دیگر گونه‌های با فرم قطور فقط در حوضه خلیج فارسی دیده می‌شوند در حالیکه فرم باریک و کشیده در هر سه حوضه مشاهده شده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر Streptomyces ambofaciens, KF792054 بر شاخص‌های رشد، آنزیم‌های گوارشی روده و شاخص‌های خونی بچه ماهی آمور (Ctenopharyngodon idella)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7183.html</link>
      <description>هدف از این تحقیق استفاده از استرپتومایسس آمبوفاساینس به عنوان پروبیوتیک در جیره غذایی بر شاخصهای رشد، آنزیمهای گوارشی روده و شاخصهای خونی بچه ماهی آمور می باشد. در طی این تحقیق 120 قطعه بچه ماهی آمور با میانگین وزن 96/0&amp;amp;plusmn; 37/23 گرم به مدت دو هفته در آزمایشگاه گروه شیلات دانشگاه زابل برای سازگاری با شرایط تغذیه ای و پرورشی نگهداری شدند. بچه ماهیان در 12 آکواریوم، 4 تیمار و 3 تکرار تقسیم بندی و طی 8 هفته با سطوح مختلف (CFU/g 107و106 ،105 ، شاهد) استرپتومایسس آمبوفاساینس تغذیه شدند. نتایج نشان داد که استرپتومایسس آمبوفاساینس اثر مثبتی بر شاخصهای رشد داشته است به طوری که میزان افزایش وزن (WG) و نرخ رشد ویژه (SGR) در تیمارهای S2 و S3 در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری افزایش و ضریب تبدیل غذایی (FCR) کاهش یافته است(05/0 &amp;amp;gt; P). همچنین فعالیت آنزیمهای گوارشی پروتئاز و آمیلاز روده در تیمارهای S2 و S3 در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافته است درحالی که فعالیت لیپاز در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری با هم نداشتند. تعداد گلبولهای سفید بین تیمار شاهد با تیمارهای حاوی پروبیوتیک اختلاف معنی داری داشت(05/0 &amp;amp;gt; P). به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد باکتری استرپتومایسس آمبوفاساینس با افزایش فعالیت آنزیمهای گوارشی پروتئاز و آمیلاز روده و همچنین افزایش تعداد گلبولهای سفید خون و در نتیجه بهبود ایمنی غیر اختصاصی باعث بهبود شاخصهای رشد و تغذیه بچه ماهی آمور می گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر برخی از آنتی بیوتیک ها بر کاهش میزان بندی شدن و قی کردن خون در زالوی شرقی (Hirudo orientalis)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7699.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: هدف این پژوهش، تعیین تأثیر مخلوط آنتی‌بیوتیک‌های آموکسی‌سیلین، سفتریاکسون و سیپروفلوکساسین بر کاهش میزان دفرمگی، قی کردن و تلفات در زالوی شرقی از اندازه لارو- سوزنی تا آرایشی- طبی انجام شد.مواد و روش‌ها: در این تحقیق، ۳۶۰ قطعه زالوی شرقی در 12 پت ۱۰ لیتری، که هر کدام حاوی ۴ لیتر آب بودند، تقسیم شدند. 4 تیمار آزمایشی، با سه تکرار برای هر تیمار، مورد مقایسه قرار گرفتند: تیمار شاهد، تیمار ۱ که مخلوطی از سفتریاکسون، آموکسی‌سیلین و سیپروفلوکساسین با غلظت ۲۱.۶۹ میلی‌گرم بر لیتر دریافت کرد، تیمار ۲ که ۳۱.۹۸ میلی‌گرم بر لیتر از این مخلوط را دریافت نمود، و تیمار ۳ که ۴۱.۸۶ میلی‌گرم بر لیتر از مخلوط را دریافت کرد. یافته ها: بررسی دفعات قی کردن خون در زالوها نشان داد که در مرحله اول خون دهی هیچ‌گونه قی کردنی در تیمارها ثبت نشد. در مرحله دوم خون دهی، تیمار شاهد به طور قابل توجهی تعداد دفعات بیشتری از قی کردن را نشان داد (18 بار، 05/0p&amp;amp;lt;) در مرحله سوم خون دهی نیز، تیمارهای ترکیب 1 و 3 تعداد دفعات قی کردن برابری داشتند و اختلاف معنی‌داری بین آن‌ها مشاهده نشد (05/0p&amp;amp;gt;). نتیجه‌گیری: این یافته‌ها به وضوح بیانگر اثربخشی مخلوط آنتی‌بیوتیک‌های سفتریاکسون، سیپروفلوکساسین و آموکسی‌سیلین در کاهش میزان دفرمگی، قی کردن و تلفات پس از خون‌دهی در زالوی شرقی در اندازه‌های مختلف (لارو، سوزنی، کبریتی، آرایشی و طبی) بوده است.کلمات کلیدی: Hirudo orientalis؛ زالوی شرقی؛ آنتی‌بیوتیک؛ دفرمگی؛ قی کردن؛ سیپروفلوکساسین؛ آموکسی سیلین؛ سفتریاکسون.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر افزودن اولئوژل مبتنی بر ژلاتین ماهی و کاراگینان بر ویژگی‌های سوریمی</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7700.html</link>
      <description>در فرآیند تولید سوریمی بخشی قابل توجهی از چربی‌های سالم گوشت ماهی حذف می‌شود که کاهش ارزش تغذیه‌ای آن را به دنبال دارد. استفاده مستقیم از چربی‌های غیر اشباع گرچه اثرات سلامت بخشی دارد، به عنوان یک عامل محدود کننده بر کیفیت و پایداری محصول نهایی مطرح است. این پژوهش با هدف توسعه اولئوژل‌های امولسیونی (اموژل) مبتنی بر ژلاتین ماهی و کاراگینان انجام شد تا اثر افزودن آن‌ها بر رنگ و ویژگی‌های بافتی سوریمی بررسی شود. نمونه حاوی مخلوط روغن‌های ماهی سالمون و زیتون به صورت آزاد به عنوان کنترل مثبت و نمونه فاقد روغن به عنوان کنترل منفی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اموژل بدست آمده از ترکیب ژلاتین ماهی و کاراگینان، سفیدی را در خمیر و ژل سوریمی نسبت به نمونه کنترل افزایش داد. طبق تغییرات مدول‌های ذخیره‌سازی و اتلاف، افزودن کاراگینان به ژلاتین ماهی موجب افزایش قدرت ژل و بهبود پایداری حرارتی اموژل شد. همچنین خمیر سوریمی حاوی اموژل در مقایسه با کنترل مثبت ، خواص رئولوژیکی بهبود‌یافته‌ای داشت که مشخص نمود اموژل‌ها توانسته‌اند اثر منفی روغن آزاد بر ساختار ژلی را جبران کنند. آزمون‌های بافت سنجی نشان داد که سختی ژل‌های سوریمی حاوی روغن نسبت به نمونه کنترل منفی ش‌یافته است. این درحالی است که تفاوت معنی‌داری در فنریت و ظرفیت نگهداری آب نمونه‌ها مشاهده نشد. به‌طورکلی، نتایج این مطالعه نشان داد که اموژل‌های مبتنی بر ژلاتین ماهی و کاراگینان می‌توانند به‌عنوان جایگزین مناسبی برای روغن مایع در فرمولاسیون سوریمی مورداستفاده قرار گیرند و یژگی‌های کیفی و رئولوژیکی مطلوب محصول را حفظ نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات پیش تیمار‌های اولتراسوند و مایکروویو بر خصوصیات پروتئین هیدرولیز شده‌ی ریزجلبک کلرلا ولگاریس (Chlorella vulgaris)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7701.html</link>
      <description>اولتراسوند و مایکروویو فناوری جدیدی هستند که اخیرا به طور گسترده برای انجام هیدرولیز به کار گرفته می‌شوند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر فناوری‌های نوین اولتراسوند و مایکروویو بر خصوصیات پروتئین هیدرولیزشده ریز جلبک کلرلا ولگاریس (Chlorella vulgaris) است. برای این منظور ریزجلبک کلرلا ولگاریس با آنزیم آلکالاز (دمای 50 درجه سانتی‌گراد، غلظت 100 میلی‌گرم آنزیم، 8pH= ، به مدت چهار ساعت) تحت امواج اولتراسوند (70 وات به مدت 10 دقیقه) و مایکروویو (˚ C90 به مدت 10 دقیقه) هیدرولیز شد. نتایج حاصل نشان داد که میزان پروتئین (12/0&amp;amp;plusmn; 67/59 درصد) در جلبک کلرلا ولگاریس بالاترین میزان را دارا می‌باشد. در میان ترکیبات شیمیایی بالاترین میزان پروتئین، مربوط به پروتئین هیدرولیز شده با کمک اولتراسوند با مقدار (24/0&amp;amp;plusmn; 19/89 درصد) بود (05/0p&amp;amp;lt;) و بیشترین میزان رطوبت، خاکستر و چربی مربوط به هیدرولیز آنزیمی بدون پیش‌تیمار و به ترتیب با مقدار 73/0&amp;amp;plusmn; 8/3، 22/0 &amp;amp;plusmn; 2/8 و 07/0&amp;amp;plusmn; 37/14 درصد بود (05/0p&amp;amp;lt;). درجه هیدرولیز با به‌کارگیری مایکروویو و اولتراسوند افزایش یافت و بیشترین مقدار مربوط به هیدرولیز اولتراسوند (76/0&amp;amp;plusmn; 98/37 درصد) بود (05/0p&amp;amp;lt;). عملکرد آنتی‌اکسیدانی نیز با استفاده از پیش‌تیمار بهبود یافت به طوری‌که نمونه هیدرولیزشده با اولتراسوند بیشترین مقدار را در تمامی غلظت‌ها از خود نشان داد و نمونه حاصل از پیش‌تیمار با مایکروویو نیز نسبت به تیمار شاهد فعالیت آنتی‌اکسیدانی بالاتری داشت (05/0p&amp;amp;lt;). به طور کلی نتایج نشان داد استفاده از روش‌های نوین مانند اولتراسوند می‌تواند باعث بهبود عملکرد آنتی‌اکسیدانی هیدرولیزات جلبک کلرلا ولگاریس شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه ساختار جمعیت بزرگ بی‌مهرگان کفزی رودخانه آزاد سنندج تحت تأثیر پساب پرورش ماهی قزل‌آلای رنگین‌کمان (Oncorhynchus mykiss Walbaum, 1972)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7702.html</link>
      <description>تخلیه پساب حاصل از مزارع پرورش ماهی می&amp;amp;rlm;تواند یکی از منابع آلودگی نقطه‌ای و مؤثر در تغییر ساختار جمعیت بزرگ بی‌مهرگان کفزی رودخانه&amp;amp;rlm;ها باشد. بنابراین جمعیت بزرگ بی‌مهرگان کفزی رودخانه آزاد سنندج طی 3 دوره نمونه&amp;amp;rlm;برداری در فصل بهار (پرورش با تراکم کم)، تابستان (تراکم زیاد)، پاییز (تراکم متوسط)1401 در 3 ایستگاه شامل 1) ایستگاه بالادست یا شاهد، 2) خروجی پساب مزرعه و 3) فاصله 650 متری بعد از مزرعه پرورش ماهی نمونه‌برداری با هدف تعیین ساختار جمعیتی آن نمونه‌برداری شد. با بررسی جمعیت بزرگ‌بی‌مهرگان کفزی، 22 گروه (20 خانواده، 1 راسته و 1 شاخه) متعلق به 9 رده و 6 شاخه شناسایی شد. خانواده Baetidae و Gammaridae به ترتیب با 19/41 و 06/22 درصد دارای بیشترین فراوانی بودند و خانواده‌هایی مانند Chironomidae، Tubificidae، Simuliidae و Naididae در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. فراوانی جمعیت بزرگ بی‌مهرگان کفزی بین فصول مختلف تفاوت معنی‌دار داشتند به‌طوری‌که، بیشترین فراوانی در فصل تابستان و پائیز به ‌دست آمد (05/0&amp;amp;gt;p) Baetidae در فصل پائیز، Gammaridae در فصل تابستان و Chironomidae نیز در فصل بهار بیشترین درصد فراوانی را داشتند. تغییرات ایستگاهی نیز اگرچه معنی‌دار نبود اما روند تغیرات فراوانی از ایستگاه بالادست به سمت ایستگاه پائین‌دست افزایشی بود. به‌طورکلی، نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ردپای اثرات پساب مزرعه پرورش ماهی روی جوامع بزرگ‌بی‌مهرگان کفزی نسبتاً مشخص بود چرا‌که، فراوانی آن در فصل تابستان همراه با افزایش دما و در ایستگاه‌های پائین‌دست همزمان با بیشترین اثرات آبزی‌پروری، افزایش یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر افزودن مخلوط اسیدهای آلی به جیره غذایی حاوی کنجاله پنبه دانه بر شاخص‌های خون‌شناسی، الکترولیت‌های خون، هیستوپاتولوژی و آنتی اکسیدانی کبد در قزل آلای رنگین کمان</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7703.html</link>
      <description>سابقه و هدف: هدف از اجرای این پروژه بررسی اثر افزودن کنجاله پنبه دانه و مخلوط اسیدهای آلی به جیره غذایی بر شاخص‌های خون-شناسی، الکترولیت‌های خون، هیستوپاتولوژی و آنتی اکسیدانی کبد در ماهی قزل آلای رنگین کمان بود. مواد و روش‌ها: به این منظور ۶ تیمار متشکل از ۶ جیره غذایی با 3 تکرار در قالب یک طرح فاکتوریل ۳ &amp;amp;times;۲ در نظر گرفته شد که در آن دو سطح کنجاله پنبه دانه شامل صفر و 15 درصد و 3 سطح مخلوط اسید آلی (مخلوط اسید لاکتیک، اسید سیتریک و سوربات پتاسیم به نسبت مساوی) صفر 5/0 و ۱ درصد به جیره غذایی اضافه شد. ماهی قزل آلای رنگین کمان به تعداد 270 قطعه و با میانگین وزنی 35/0 &amp;amp;plusmn; 0/14 گرم در ۱۸ آکواریوم حاوی ۴۰ لیتر آب و با تراکم ۱۵ ماهی در هر آکواریوم ذخیره‌سازی شد. جیره‌های غذایی فوق به مدت ۸ هفته و روزانه ۳ تا ۴ درصد بیومس در اختیار ماهی‌ها قرار گرفتند. پس از 8 هفته پرورش، نمونه خون و کبد از همه تیمارها گرفته شد. یافته‌ها: کنجاله پنبه دانه و اسیدهای آلی اثر معنی-داری روی شاخص‌های خون‌شناسی به غیر از MCHC نداشتند. افزودن کنجاله پنبه دانه به جیره غذایی باعث کاهش MCHC شد. همچنین، کنجاله پنبه دانه و اسیدهای آلی اثر معنی‌داری روی آلانین آمینوترنسفراز، آسپارتات آمینوترنسفراز و کلسیم پلاسما، سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پرکسیداز، گلوتاتیون احیائی و مالون دی آلدهید کبد و بافت‌شناسی کبد نداشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تنوع زیستی بزرگ بی‌مهرگان کف‌زی در نهر باغو – حوضه خلیج گرگان</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7705.html</link>
      <description>برای ارزیابی تنوع زیستی (فراوانی و غنای گونه‌ای) بی‌مهرگان کفزی آبزی در نهر باغو در حوضه آبریز خلیج گرگان، جنوب شرقی دریای خزر، هفت نمونه‌برداری ماهانه از آبان ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ در چهار ایستگاه نمونه‌برداری با سه تکرار در هر ایستگاه با استفاده از نمونه‌بردار سوربر (۳۰&amp;amp;times;۳۰ سانتی‌متر) انجام شد. نتایج نشان داد که ۱۴ گونه از بی‌مهرگان کفزی در سطح خانواده (شامل ۴ راسته از حشرات و یک راسته از الیگوکیت‌ها) شناسایی شدند. سه خانواده شامل ( Chironomidae(5/43%)، Simuliidae (7/19 %)، و Beatidae (2/14 %) بیشترین فراوانی را داشتند. فراوانی بی‌مهرگان کفزی آبزی در ماه‌های زمستان و بهار تفاوت معنی‌داری نداشت (p&amp;amp;gt;0.05). همچنین، فراوانی بی‌مهرگان کفزی آبزی در ایستگاه ۱ بیشتر از سایر ایستگاه‌ها بود. فراوانی Chironomidae و Simuliidae در زمستان بیشتر بود، در حالی که فراوانی Baetidae در بهار افزایش یافت. بارندگی قبل از هفتمین (آخرین) رویداد نمونه‌برداری در حوضه خلیج گرگان، فراوانی Chironomidae و Simuliidae را کاهش و فراوانی Tubificidae را در ایستگاه 1 افزایش داد. همچنین، فراوانی Baetidae در سایت‌های جنگلی کاهش یافت. هنگامی که جریان آب در نهر باغو یکنواخت و آرام بود، فراوانی بی‌مهرگان بزرگ آبزی تغییر نکرد. درحالی‌که وقوع بارندگی و افزایش جریان آب در نهرها، اگرچه گونه‌های آبزی غالب را تغییر داد، اما به طور کلی فراوانی بی‌مهرگان بزرگ آبزی را تغییر نداد. این مطالعه بر اهمیت حفظ جریان یکنواخت آب در نهرها و رودخانه‌ها (حفظ تعادل آب اکوسیستم‌های آبی) در حفظ تنوع زیستی و حفظ فراوانی آبزیان تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ترکیب گونه ای و نرخ صید تله های صیادی گرگور در آب های شمال دریای عمان (مطالعه موردی: صیدگاه بریس، استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7141.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات مکانی ترکیب‌گونه‌ای ماهیان صید شده و تعیین شاخص صید به ازای واحد تلاش صیادی (CPUE) آن‌ها توسط گرگورهای صیادی مورد استفاده در منطقه بریس (استان سیستان و بلوچستان) در طول ماه‌های مهر تا اسفند 1400 انجام شد. در فرایند صید مجموعاً 30 عدد گرگور در دو طبقه عمقی با متوسط عمق (&amp;amp;plusmn; انحراف‌معیار) (04/2&amp;amp;plusmn;) 28 متر (12 عدد) و (48/1&amp;amp;plusmn;) 52 متر (18 عدد) به صورت هفتگی مورد پایش قرار گرفت و در هربار دریاروی وزن صید و ترکیب گونه‌های صید شده ثبت شد. میانگین CPUE (&amp;amp;plusmn; خطای معیار) بر حسب وزن ماهیان صید شده در گرگورهای مستقر در عمق‌های 30 و 50 متری به ترتیب 57/658 &amp;amp;plusmn; 2982 و 24/501 &amp;amp;plusmn; 3257 گرم بر گرگور در هفته به دست آمد که اختلاف معنی‌داری با یکدیگر نداشتند (05/0&amp;amp;lt;P)، اما نرخ صید بر حسب تعداد ماهیان صید شده در گرگورهای عمق 28 متری (01/1 &amp;amp;plusmn; 83/4) و 52 متری (44/0 &amp;amp;plusmn; 89/2) اختلاف معنی‌داری با هم داشت (05/0&amp;amp;gt;P). در ترکیب صید گرگورهای مستقر در عمق 28 متری 5 گونه ماهی وجود داشت که گونه‌های سرخو معمولی (Lutjanus johnii) و پروانه ماهی سه‌نواری به ترتیب (Heniochus acuminatus) بیشترین و کمترین فراوانی وزنی و گونه‌های شانک سرباز (Argyrops filamentosus) و گیش‌زرد (Caranx heberi) هم به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی عددی را داشتند. نتایج آزمون‌های مقیاس‌بندی چندبعدی ناپارامتریک (nMDS) و آنالیز شباهت (ANOSIM) نشان‌ دهنده عدم تشابه ضعیف (37/0=R) ترکیب صید دو طبقه عمقی مورد نظر بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نانوکپسول های حاوی متابولیت باکتریایی، برای کنترل باکتری‌های غذاهای دریایی، در سطح بیان ژن</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7708.html</link>
      <description>سابقه و هدف: یکی از تئوری‌های جدید، کنترل میکروارگانیسم‌ها با استفاده از مکانیزم خودکنترلی است که با استفاده از متابولیت‌های حاوی پیغام‌های باکتریایی با فرآیند کیوروم سنسینگ صورت می‌گیرد. تولید نانوکپسول‌های حاوی سوپرناتانت باکتریایی که بتواند رهایش متناسب با نیاز محیط برای کنترل آلودگی‌های باکتریایی داشته باشد از اهداف این پژوهش است. مواد و روش ها: بدین منظور پس از تولید نانوکپسول‌های حاوی سوپرناتانت ویژه باکتری لاکتیک اسید که در مراحل لگاریتمی رشد و مرحله مرگ باکتریایی تولید شدند، ویژگی‌های کنترل‌کنندگی این مواد روی میکروارگانیسم‌های Listeria monocytogenes، Escherichia coli، Staphylococcus aureus و Bacillus Cereus با روش MIC مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت بهترین ترکیب سوپرناتانت کپسوله شده روی باکتری‌های هدف انتخاب شد. بررسی بیان ژن ویژه بیماریزایی در باکتری لیستریا با استفاده از روش Real-time PCR صورت گرفت. ویژگی‌های مختلف نانوکپسول‌ها نظیر ساختار، پایداری، میزان درون پوشانی و سایر موارد لازم مورد بررسی قرار گرفت.یافته‌ها: مطابق نتایج سوپرناتانت در مرحله مرگ بیشترین تأثیر را بر کنترل رشد باکتری‌های E. coli، S. aureus، Bacillus cereus و L. monocytogenes داشت (05/0&amp;amp;gt; P). همچنین مدت زمان اثرگذاری سوپرناتانت کپسوله شده بسیار طولانی‌تر از سوپرناتانت غیرکپسوله بود. نتایج بررسی بیان ژن باکتری L. monocytogenes نشان داد که ژن بیماریزایی hly در این شرایط کاهش قابل توجهی یافته اما همچنان بیان می‌شود. نتیجه گیری: از نتایج به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت سوپرناتانت باکتریایی حاوی متابولیت‌هایی است که قادرند روند رشد میکروبی را کنترل نموده و رشد را کاهش دهند. با این حال تأثیری در کنترل بیان ژن‌های بیماریزای باکتری ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی امکان بهره‌برداری از ماهی قزل آلای پرورش یافته با آب ژرف از منظر فلزات سنگین (مطالعۀ موردی – استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7704.html</link>
      <description>جهت حصول اطمینان از سلامت این ماهیان، سنجش غلظت فلزات سنگین از قبیل کادمیم (Cd)، کروم (Cr)، آرسنیک (As)، نیکل (Ni)، سرب (Pb) و جیوه (Hg) در بافت خوراکی ماهی قزل‌آلا، اندازه‌گیری شد. نمونه‌برداری از استخر آزمایشی پرورش ماهی قزل‌آلا واقع در نزدیکی چاه ژرف شمارۀ 3 طی دو مرحلۀ ابتدا و پایان دورۀ پرورش از بچه‌ماهی، ماهی رشدیافته، خوراک ماهی و آب انجام شد. غلظت عناصر مورد مطالعه در نمونه‌های مورد بررسی با استفاده از دستگاه ICP- سنجش شد. نتیجۀ مقایسۀ غلظت برخی فلزات سمی آب حاکی از پایین بودن غلظت عناصر نسبت به مقدار استاندارد بود. غلظت فلزات در خوراک نسبت به بافت ماهیان بالاتر بود. درحالی‌که بین غلظت فلزات در بافت عضلۀ بچه‌ماهی و ماهی رشد یافته تفاوت معنی‌داری به دست نیامد. میانگین غلظت آرسنیک و کروم در دو گروه ماهیان بالغ با غلظت 05/4 و 10/5، 22/0 و 25/0 میکروگرم در گرم وزن خشک تفاوت معنی‌داری نداشت. غلظت عناصر نیکل با مقدار 085/0 و 07/0 و سرب نیز با مقدار 166/0 و 3/0 میکروگرم در گرم وزن خشک در بافت ماهیان سنجش شد که تفاوت معنی‌داری بین بافت عضلۀ دو گروه ماهی نداشت. نتایج نشان داد که بافت خوراکی ماهیان از نظر فلزات سنگین سالم بوده و سلامت آن برای مصرف کننده تأیید می‌شود. همچنین مقایسۀ غلظت فلزات در بافت خوراکی گروه‌های وزنی مختلف ماهیان نیز تفاوت معنی‌داری را نشان نداد. درنتیجه، ادامۀ دوره پرورش جهت وزن‌گیری بیشتر ماهی، تأثیری بر افزایش غلظت فلزات سنگین در عضلۀ ماهی قزل‌آلا ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترکیب گونه ای و تغییرات فصلی موثر بر صید به ازای واحد تلاش صیادی تورهای گوشگیر محاصره‌ای در آبهای ساحلی چابهار (دریای عمان)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7706.html</link>
      <description>در سال‌های گذشته روش صید گوشگیر محاصره‌ای با توجه به صید بیشتر گونه هدف و حجم بالاتر صید نسبت به صید گوشگیر معمولی مورد توجه صیادان چابهاری قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ترکیب صید، فراوانی طولی، صید غیرمجاز، میزان CPUE و تاثیر عوامل محیطی بر صید تورهای گوشگیر محاصره‌ای در صیدگاه‌های چابهار انجام شد. در این تحقیق تعداد 817 قطعه ماهی حاصل از صید به وسیله تورهای گوشگیر محاصره‌ای صید شد که نتایج نشان می‌دهد بیشترین صید مربوط به تون زردباله با 23/42 درصد و کمترین مقدار آن کوتر دم زرد 08/8 درصد می‌باشد. همچنین بررسی فراوانی طولی ماهیان صید شده نشان داد میانگین طولی تون زرد باله ((6/&amp;amp;plusmn;31)42/72)، هوور معمولی ((5/&amp;amp;plusmn;18)74/52)، کوتر دم سیاه ((6/&amp;amp;plusmn;16)21/53)، ماهی شیر ((4/&amp;amp;plusmn;27)25/83) و کوتر دم زرد ((3/&amp;amp;plusmn;29)32/85) به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد پارامتر فصل و دما تاثیری روی میزان صید تورهای گوشگیر محاصره‌ای نداشته اما عمق تاثیر مستقیمی روی میزان صید این تورها داشته است. با توجه به بررسی‌های صورت گرفته مشخص گردید عملکرد تورهای گوشگیر محاصره‌ای در میزان صید مطلوب بوده و با نظارت بر اندازه چشمه‌ها می‌توان از آن در منطقه استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه سیلاژ تخمیری از زائدات ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) و بکارگیری آن به عنوان پروتئین جایگزین پودر ماهی در جیره خوراکی ماهی تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus)</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7691.html</link>
      <description>بازیافت زائدات شیلاتی از طریق فرایند تخمیری سبب ایجاد ارزش افزوده در این منابع دورریزبه صورت تولید یک منبع پروتئینی می شود. با هدف ایجاد ارزش افزوده در زائدات ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss) ، این زائدات بوسیله دو سویه باکتریایی باسیلوس سوبتیلیس و لاکتوباسیلوس پلانتاروم تحت تخمیر قرار گرفتند و سپس به عنوان منبع پروتئینی در سه سطح 30، 40 و 50 % جایگزین پودر ماهی در جیره غذایی ماهی تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) شد. کیفیت پروتئین تهیه شده، ترکیب شیمیایی جیره های خوراکی در مرحله اول مطالعه و تعیین شاخص های عملکرد رشد و فعالیت آنزیم های گوارشی پس از تغذیه ماهی تیلاپیای نیل به مدت 56 روز در مرحله دوم مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج، در سیلاژ تخمیری، میزان پروتئین خام و چربی به ترتیب 83/34 و 77/25% و انرژی کل (1839 کیلوژول در 100 گرم) بودند. محتوای تمامی اسیدهای آمینه ضروری در سیلاژ تخمیری بطور معنی داری کمتر از پودر ماهی بود(p&amp;amp;le;0/05) . بهترین کارایی رشد شامل وزن نهایی (59/29 گرم) و نرخ رشد ویژه (90/1) و بهینه‌ترین ضریب تبدیل غذایی (08/3) در جیره های حاوی 30% سیلاژ تخمیری بدست آمد. جیره خوراکی حاوی 40 درصد بالاترین فعالیت پروتئاز را نشان داد. در مجموع، سیلاژ تخمیری ضایعات ماهی قزل‌آلای رنگین کمان می‌تواند تا سطح ۳۰ درصد بدون ایجاد اثر سوء بر رشد و فیزیولوژی گوارش، جایگزین پودر ماهی در جیره تیلاپیای نیل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش تولید و کاهش هزینه با رویکرد آکوآمیمیکری در پرورش میگوی وانامی گمیشانافزایش تولید و کاهش هزینه با رویکرد آکوآمیمیکری در پرورش میگوی وانامی (Litopenaeus vannamei) در گمیشان</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7718.html</link>
      <description>سابقه و هدف: مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر سیستم آکوآمیمیکری بر عملکرد رشد، کیفیت آب و صرفه اقتصادی پرورش متراکم میگوی وانامی (Litopenaeus vannamei) در منطقه گمیشان (استان گلستان) انجام شد.مواد و روش‌ها: ۲۰ عدد پست لارو (PL12) در هر مترمربع به مدت ۱۲۰ روز ذخیره‌سازی شد. دو تیمار شامل کنترل (TC) روش سنتی با خوراک تجاری و تعویض آب؛ و تیمار آکوآمیمیکری (TA) ۱۶ کیلوگرم سبوس برنج تخمیرشده + ۱۴ لیتر پروبیوتیک، با تعویض ۲۰٪ آب مقایسه شدند. شاخص‌ها با آزمون t-test تحلیل شدند (05/0 &amp;amp;ge; p).یافته‌ها: اکسیژن محلول در TA پایدارتر بود (۵/۶ در مقابل ۲/۶ میلی‌گرم بر لیتر) pH.در TA ثابت (۱/۸-۶/۷) ولی در TC افزایشی (۵/۸-۲/۷) بود. TSS در TC افزایش و در TA کاهش یافت. عملکرد رشد در TA بالاتر بود (05/0 &amp;amp;ge; p). ضریب تبدیل غذایی در TA بهبود یافت (۲۶/۱ در مقابل ۵۱/۱) و زیست‌توده ۴/۴۴٪ افزایش داشت. هزینه تولید در TA حدود ۴/۲۵٪ کمتر بود.نتیجه‌گیری: سیستم آکوآمیمیکری با بهبود بهره‌وری، کاهش اثرات محیطی و افزایش بازده اقتصادی، جایگزینی پایدار برای پرورش میگوی وانامی در گمیشان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه آزمایشگاهی تأثیر پیکربندی سامانه ورودی جریان بر عملکرد هیدرولیکی حوضچه های هشت ضلعی پرورش ماهی</title>
      <link>https://japu.gau.ac.ir/article_7720.html</link>
      <description>آبزی‌پروری مدرن، با چالش‌های اساسی در توزیع کارآمد خوراک و مدیریت پسماندهای جامد مواجه است که مستقیماً بر کیفیت آب و سلامت ماهیان تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، هیدرودینامیک ناکافی حوضچه، منجر به راندمان پایین هیدرولیکی، ایجاد مناطق مرده و اتصال کوتاه جریان می‌شود که توزیع اکسیژن و مواد غذایی را مختل می‌کند. حوضچه‌های هشت‌ضلعی، به دلیل اختلاط مطلوب و ویژگی خودتمیزشوندگی، به عنوان راهکارهایی مؤثر در بهینه‌سازی پرورش متراکم شناخته می‌شوند. این پژوهش، با هدف درک تأثیر پیکربندی سامانه ورودی جریان مستغرق بر راندمان هیدرولیکی و توزیع زمان ماند خوراک در حوضچه‌های هشت‌ضلعی، از مدل‌سازی آزمایشگاهی استفاده شد. پنج پیکربندی مختلف ورودی مستغرق (&amp;amp;beta;1 تا &amp;amp;beta;5) شامل توزیع یکنواخت و غیریکنواخت سرعت جریان در عمق، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج راندمان هیدرولیکی نشان داد که &amp;amp;beta;1 با پایین‌ترین سرعت ورودی و &amp;amp;beta;4 با توزیع کاهشی سرعت، راندمان ضعیف (کمتر از 50%) تا قابل قبول را ارائه کردند. پیکربندی&amp;amp;beta;2 راندمان قابل قبول (حدود 60%) را کسب کرد. پیکربندی‌های &amp;amp;beta;3 و &amp;amp;beta;5 به ترتیب با راندمان 85% و 75% در دسته "بالا" قرار گرفتند، که حاکی از حداقل مناطق مرده است. یافته‌ها همچنین نشان داد که &amp;amp;beta;3 و &amp;amp;beta;5 کمترین میزان خوراک باقیمانده را داشتند که بر کارایی آن‌ها در مدیریت زمان ماند خوراک تأکید می‌کند. این نتایج بینش‌های عملی برای طراحی بهینه سامانه‌های ورودی ارائه می‌دهد تا بهره‌وری و پایداری در صنعت آبزی‌پروری افزایش یابد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
